احمد شاملو | اس ام اس کده | متن، جمله، استاتوس

Tag Archives: احمد شاملو

زندگینامه و بیوگرافی کامل احمد شاملو

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2015/09/Ahmad-shamlu-sh94.jpg

(زندگینامه و بیوگرافی کامل احمد شاملو)

شرح: احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) مجموعه اشعار خود با نام “آهنگ‌های فراموش شده” را به چاپ رساند و همزمان کار در نشریاتی مثل “هفته نو” را آغاز کرد.
در سال ۱۳۳۰ شاملو شعر بلند “۲۳” و مجموعه اشعار “قطع نامه” را به چاپ مرساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده گرفت. در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانه روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی میپردازد و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود. در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود. شاملو در سال ۱۳۴۰ با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت کرد. این مجموعه حاوی سبک نویی است و بعضی از معروفترین اشعار شاملو همچون پریا و دخترای ننه دریا در این مجموعه منتشر شده است. او در سال ۱۳۴۳ دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌ ای به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید. در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.

در سال ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.
هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به امریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه های مختلفی سخنرانی می‌کند. شاملو در سال ۱۳۵۷ او از آمریکا به انگلستان رفت و در آنجا مدتی سردبیری هفته نامه “ایرانشهر” در لندن را به عهده گرفت. پس از انقلاب و بازگشت به ایران به کار در مجلات و روزنامه های مختلف پرداخت. او در سال ۱۳۵۸ سردبیری هفته نامه کتاب جمعه را به عهده گرفت. این هفته نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود. از سال ۱۳۶۲ با بسته تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف شد و در سال ۱۳۷۲ با کمی بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد. احمد شاملو در تاریخ دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت.

معرفی آثار شاملو:
– هوای تازه، باغ آینه، لحظه ها و همیشه، آیدا در آینه، آیدا درخت و خنجر و آینه، آیدا در آینه، ققنوس در باران، مرثیه های خاک، ابراهیم در آتش، ترانه های کوچک غربت، در آستانه، غزل های سلیمان، میراث، لبخند تلخ، سربازی از دوران سپری شده، افسانه های کوچک چینی، مجموعه کتاب کوچه و … این بود زندگینامه احمد شاملو

متن و شعرهای عاشقانه شاملو – گلچین شعر شاملو

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2015/06/matn-va-ashare-shamloo-k94.jpg

شعرهای کوتاه ناب جدید

تنها
هنگامی که خاطره ات را می بوسم
درمی یابم دیری است که مرده ام
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم
از پیشانی خاطره ی تو
ای یار
ای شاخه ی جدامانده ی من

*

*

شعرهای کوتاه احمد شاملو

*

*

میان خورشیدهای همیشه
زیبایی ی تو
لنگری ست
خورشیدی که
از سپیده دم همه ستاره گان
بی نیازم می کند
نگاه ات
شکست ستمگری ست
نگاهی که عریانی ی روح مرا
از مهر
جامه یی کرد
بدان سان که کنون ام
شب بی روزن هرگز
چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است
و چشمان ات با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست
آنک چشمانی که خمیرمایه ی مهر است
وینک مهر تو:
نبردافزاری
تا با تقدیر خویش پنجه درپنجه کنم
آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم
به جز عزیمت نابهنگام ام گزیری نبود
چنین انگاشته بودم
آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود
میان آفتاب های همیشه
زیبایی ی تو
لنگری ست
نگاه ات و چشمان ات با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست