اس ام اس کده | پیامک ، فال ، رمان

شعر غزل عارفانه “سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا”

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/sher-ghazal-saee-helali-b94.png

(شعر غزل عارفانه عاشقانه سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا)

شاعر: هلالی جغتایی

سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا
از من امروز جدا می‌شود آن یار عزیز
همچو جانی که شود از تن بیمار جدا
گر جدا مانم از او خون مرا خواهد ریخت
دل خون گشته جدا، دیده ی خون بار جدا
زیر دیوار سرایش تن کاهیده ی من
همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا
من که یک بار به وصل تو رسیدم همه عمر
کی توانم که شوم از تو به یک بار جدا؟
دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ
دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا
غیر آن مه، که هلالی به وصالش نرسید
ما درین باغ ندیدم گل از خار جدا

گردآوری و بازنشر: سایت شعر

شعر غزل از هلالی جغتایی

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/sher-ghazal-helali-b94.png

شعر غزل از هلالی جغتایی

مه من، به جلوه گاهی که تو را شنودم آن‌جا
جگرم ز غصه خون شد، که چرا نبودم آنجا؟
گه سجده خاک راهت به سرشک می کنم گل
غرض آنکه دیر ماند اثر سجودم آنجا
من و خاک آستانت، که همیشه سرخ رویم
به همین قدر که روزی رخ زرد سودم آنجا
به طواف کویت آیم، همه شب، به یاد روزی
که نیازمندی خود به تو می نمودم آنجا
پس ازین جفای خوبان ز کسی وفا نجویم
که دگر کسی نمانده که نیازمودم آنجا
به سر رهش، هلالی، ز هلاک من که را غم؟
چو تفاوتی ندارد عدم و وجودم آنجا

گردآوری و بازنشر: اس ام اس کده

بیوگرافی، زندگینامه و آثار هلالی جغتایی

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/helali-b94.jpg

بیوگرافی، زندگینامه و آثار هلالی جغتایی

شرح: “بدرالدین هلالی استرآبادی” یکی از نامی ترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم می باشد، که اصالتاً از ترکان حغتایی است. وی در هرات دیده به جهان گشود و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت هلالی در شعر غزل می باشد و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف می باشند. امیر عبیدالله خان ازبک هلالی را به دلیل کینه ی شخصی به تشیع متهم کرد و به قتل رسانید (این که هلالی واقعا شیعه بوده یا نه را از روی اشعارش نمیتوان استخراج کرد چرا که او در آثارش گاه از خلفای راشدین و گاه از ائمه ی شیعه نام برده و چنان می نماید که به مقتضای زمان به این سو و آن سو متمایل می شده است). حکایت شده است که سیف الله نامی در قتل هلالی ساعی بود و از این جهت سال مرگ وی را به ابجد با عبارت «سیف‌الله کشت» (معادل ۹۳۶ هجری قمری) ثبت نموده اند. آثار هلالی جغتایی در گنجور به همت دوست گرامی آقای علی پیسپار و با استفاده از نسخه ی تصحیح شده توسط شادروان سعید نفیسی در دسترس قرار گرفته است.

آثار هلالی در گنجور:
رباعیات
مخمس
شاه و درویش
غزلیات
قصاید
قطعات

گردآوری و بازنشر: اس ام اس کده

بیوگرافی، زندگینامه و آثار اقبال لاهوری

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/eghbal-lahori-b94.jpg

(بیوگرافی، زندگینامه و آثار اقبال لاهوری)

شرح: “علامه محمد اقبال لاهوری” در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب هند زاده شد. وی در لاهور تحصیل نمود و بعد در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق مشغول گردید. سپس به لاهور مراجعت کرد و به وکالت مشغول شد. وی اعتقاد داشت که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تشویق اقبال به بازگشت اسلام به صحنه ی سیاست و ضدیت با تمدن غرب و رد دستاوردهای فرهنگی و علمی غرب از مسائلی می باشد که مورد توجه و استقبال و گاه مورد انتقاد گروه هایی از اندیشمندان جهان می باشد. سرانجام اقبال لاهوری در سال ١٩٣٨ میلادی زندگی بدرود گفت.

آثار اقبال لاهوری به شرح زیر می باشد:
جاویدنامه
پس چه باید کرد؟
ارمغان حجاز
اسرار خودی
رموز بیخودی
پیام مشرق
زبور عجم

گردآوری و بازنشر: اس ام اس کده

متن جدید تلگرام – جوک های خنده دار تلگرام

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/telegram-text.jpg

شامپو “کپه مرگ” پرژک 😡
مخصوص آدم‌های مجرد😁😁

*

*

متن های جدید تلگرام

*

*

گروه چیست ؟
 گروه با عضویت ۱۰۰۰ نفرتشکیل میشود ‌!
👈 ۸۶۰ نفرش زیر آبند !
👈 ۱۳۵ نفر فقط خخخخخ  میکنن
👈 ۵ نفر هم مثل شاطر تند تند پست میذارند !
😂😂😂😂

*

*

جوک های خنده دار تلگرام

*

*

به دختره ميگم موهات چه رنگيه ؟؟
ميگه خرمايي
عکسشو فرستاد ديدم مشکيه
ميگم تو که گفتي خرماييه ؟؟
ميگه اره از اون خرما مشکياس
خدايا راه نداشت کمتر خلق ميکردي ولي با کيفيت تر 😂😂😂

شعر و غزل عارفانه از آثار صائب تبریزی

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/sher-ghazal-saeb-b94.jpg

شعر و غزل عارفانه از آثار صائب تبریزی

جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا
در صدف از راه غلطانی گهر باشد جدا
از فشردن غوطه در دریای وحدت می زند
گر چه از هم بند بند نیشکر باشد جدا
رشته سازی است کز مضراب دور افتاده است
دردمندان را رگی کز نیشتر باشد جدا
خازن گنج گهر را دور باشی لازم است
نیست ممکن کوه را تیغ از کمر باشد جدا
بی تکلف، مصحف بر طاق نسیان مانده ای است
حسن نو خطی که از صاحب نظر باشد جدا
از دلیل عقل بر من کوه و صحرا تنگ شد
وقت آن سرگشته خوش کز راهبر باشد جدا
چون نگین از نگین دان بر کنار افتاده ای است
از سر زانوی فکر آن را که سر باشد جدا
می کند بی اختیاری عاشقان را کامیاب
نیست ممکن بهله را دست از کسر باشد جدا
از جهان سرد مهر امید خونگرمی خطاست
شیر در یک کاسه اینجا از شکر باشد جدا
از هم آوازان دو بالا می شود گلبانگ عیش
وای بر کبکی که از کوه و کسر باشد جدا
دست کمتر می دهد جمعیت نیکان به هم
نقطه های انتخاب از یکدگر باشد جدا
سلک جمعیت بدان را نیز می پاشد ز هم
نقطه های شک اگر از همدگر باشد جدا
تا نگردد پخته، دل عضوی است از اعضای تن
کی ز برگ خویش در خامی ثمر باشد جدا؟
معنی بیگانه صائب می کند وحشت ز لفظ
از تن خاکی، دل روشن گهر باشد جدا

گردآوری و بازنشر: سایت کافه بازار

شعر و غزل فارسی – نغمه آرام از من دیوانه می سازد جدا

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/sher-ghazal-naghme-b94.jpg

شعر و غزل فارسی

نغمه آرام از من دیوانه می سازد جدا

شاعر: صائب تبریزی

نغمه آرام از من دیوانه می سازد جدا
خواب را از دیده این افسانه می سازد جدا
پرده شرم است مانع در میان ماه و دوست
شمع را فانوس از پروانه می سازد جدا

موج از دامان دریا بر ندارد دست خویش
جان عاشق را که از جانانه می سازد جدا؟
هر کجا سنگین دلی در سنگلاخ دهر هست
سنگ از بهر من دیوانه می سازد جدا

بود مسجد هر کف خاکم، ولی عشق این زمان
در بن هر موی من بتخانه می سازد جدا
بر ندارد چشم شوخ او سر از دنبال دل
طفل مشرب را که از دیوانه می سازد جدا؟

سنگ و گوهر هر دو یکسان است در میزان چرخ
آسیا کی دانه را از دانه می سازد جدا
از هواجویی رساند خانه خود را به آب
چون حباب از بحر هر کس خانه می سازد جدا

جذبه توفیق می خواهی، سبک کن خویش را
کهربا کی کاه را از دانه می سازد جدا؟
ز اختلاف جام، غافل از می وحدت شده است
آن که از هم کعبه و بتخانه می سازد جدا

می فتد در رشته جان چاک بی تابی مرا
تار زلفش را چو از هم شانه می سازد جدا
برنمی دارد به لرزیدن ز گوهر دست، آب
رعشه کی دست من از پیمانه می سازد جدا؟

زخم می باید که از هم نگسلد چون موج آب
رزق ما را تیغ، بی دردانه می سازد جدا
کی شود همخانه صائب با من صحرانشین؟
وحشیی کز سایه خود خانه می سازد جدا

گردآوری و بازنشر: کافه شعر

گلچین شعر غزل – آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/sher-ghazal-anchenan-b94.jpg

گلچین شعر غزل

آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا

شاعر: صائب تبریزی

آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا
آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است
آنچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا

نیست غیر از رشته طول امل چون عنکبوت
آنچه از ما بر در و دیوار می ماند به جا
کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی
در کف گلچین ز گلشن خار می ماند به جا

رنگ و بوی عاریت پا در رکاب رحلت است
خارخاری در دل از گلزار می ماند به جا
جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست
پیش از این سیلاب کی دیوار می ماند به جا

غافل است آن کز حیات رفته می جوید اثر
نقش پا، کی زان سبک رفتار می ماند به جا
هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست
وقت آن کس خوش کز او آثار می ماند به جا

زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل
از شمار درهم و دینار می ماند به جا
نیست از کردار، ما بی حاصلان را بهره ای
چون قلم از ما همین گفتار می ماند به جا

ظالمان را مهلت از مظلوم چرخ افزون دهد
بیشتر از مور اینجا مار می ماند به جا
سینه ناصاف در میخانه نتوان یافتن
نیست هر جا صیقلی، زنگار می ماند به جا

می کشد حرف از لب ساغر می پرزور عشق
در دل عاشق کجا اسرار می ماند به جا
عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور
برگ صائب بیشتر از بار می ماند به جا

گردآوری و بازنشر: اس ام اس کده

غزل اگر نه مد بسم الله بودی تاج عنوان ها – آثار صائب تبریزی

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/saeeb-tabrizi-sher-ghazal-b94.jpg

شعر غزل- از آثار صائب تبریزی

اگر نه مد بسم الله بودی تاج عنوان ها
نگشتی تا قیامت نوخط شیرازه، دیوان ها
نه تنها کعبه صحرایی است، دارد کعبه دل هم
به گرد خویشتن از وسعت مشرب بیابان ها
به فکر نیستی هرگز نمی افتند مغروران
اگر چه صورت مقراض لا دارد گریبان ها
سر شوریده ای آورده ام از وادی مجنون
تهی سازید از سنگ ملامت جیب و دامان ها
حیات جاودان خواهی به صحرای قناعت رو
که دارد یاد هر موری در آن وادی سلیمان ها
گلستان سخن را تازه رو دارد لب خشکم
که جز می رساند در سفال خشک، ریحان ها؟
نمی بینی ز استغنا به زیر پا، نمی دانی
که آخر می شود خار سر دیوار، مژگان ها
کدامین نعمت الوان بود در خاک غیر از خون؟
ز خجلت بر نمی دارد فلک سرپوش این خوان ها
چنان از فکر صائب شور افتاده است در عالم
که مرغان این سخن دارند با هم در گلستان ها

گردآوری و بازنشر: اس ام اس کده

شرحی بر زندگینامه صائب تبریزی

http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2016/02/saeeb-tabrizi-b94.jpg

شرحی بر زندگینامه میرزا محمد علی صائب تبریزی

شرح: وی از شاعران عهد صفویه می باشد که در حدود سال ۱۰۰۰ هجری قمری در اصفهان (و طبق برخی روایات در تبریز) دیده به جهان گشود. در دوران جوانی مانند اکثر شعرای آن زمان به هندوستان عزیمت کرد و از نزدیکان دربار شاه جهان شد. در سال ۱۰۴۲ ه.ق به کشمیر رفت و از آنجا به ایران مراجعت کرد و منصب ملک الشعرایی شاه عباس ثانی را دریافت کرد. در دوران کهن سالی در باغ تکیه در اصفهان اقامت نمود و همواره عده ای از ارباب هنر گرد وی جمع میشدند. سرانجام صائب تبریزی در سال ۱۰۸۰ هجری قمری زندگی را بدرود گفت و در باغ تکیه در کنار زاینده رود به خاک آرامید. گردآوری و بازنشر: اس ام اس کده